محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

307

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

وهابيها در اين باب قائل به قول چهارمى شدند و آن عبارتست : كسى بگويد : لا إله الا اللّه درحالىكه در درونش تفكيكى بين يك خدا و چند خدا قائل نباشد يا اينكه كسى بگويد : لا إله الا اللّه و شريكى براى خداوند نياورد يعنى : قبرى را زيارت نكند ، قبه و بارگاه برروى قبور نسازد ، به نيت صاحبان قبور نذر ننمايد ، دست برروى قبور نكشد ، بدنش را بواسطه لمس نمودن قبور تبرك نكند و اطراف قبرها طواف ننمايد ، يا اينكه كسى بگويد : لا إله الا اللّه و يكى از مواردى كه در بالا ذكر شد را انجام دهد . اما اولى : مورد سؤال و بازخواست قرار نمىگيرد و اعمالش محاسبه نمىشود اگرچه گناهانش آن‌قدر زياد باشد كه زمين از آن پر شود . در تأييد اين عقيده در فتح المجيد آمده است : « كسىكه داراى توحيد خالصى كه آغشته به شرك نباشد هيچ گناهى همراه آن باقى نمىماند زيرا محبت و عظمت خداوند آن‌را تضمين مىكند و خوف و رجاء نسبت به خداوند به

--> - ايمان تفاوتى قائل نبودند : هركس مرتكب گناه شود ، چه صغيره و چه كبيره ، كافر محسوب مىشود . نه مسلمان شمرده مىشود و نه مؤمن . معتزله معتقدند كسىكه مرتكب گناه كبيره شود مؤمن نيست ، گرچه مسلمانى باشد كه براى هميشه در آتش باقى بماند ! مراجعه كنيد به المنية و الأمل فى شرح الملل و النحل احمد بن يحيى بن مرتضى : 142 ، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله : 239 ، عدة الأكياس المنتزع من شفاء صدور الناس فى شرح المعانى الاساس شرفى : 546 ، نسخه خطى .